+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت توسط
|
بی تابان را بگو فراموش شدند
دیرگاهی ست
چون گلی چون آتشی چون صدای پای خاموشی
در برف کهنه فراموشی..
جایی که از مرگ حرف می زنند ناخودآگاه آدم قرینه سازی می کند و آنسوی پل را می بیند که زندگی است .. هرچیزی در دل خود تضادش را می سازد و تضادها بیشترین دستمایه انسان برای جنگها.. آشتی ها.. شعرها.. امیدها .. حرکت و هزار نشانه زندگی بوده است . و دیو مرگ در نظر مردمان کهن دشمن شکست ناپذیری است و بزرگترین تضاد به شمار می رود ومقابل آن زندگی است با همه وسعت معنایی . " مرگ مرا خواهد یافت " مجموعه ای است برگزیده از اشعار شاعران جهان به انتخاب و ترجمه بهزاد رعیت .. جلد سرخ آن آیا تضاد رنگ قرمر و سیاه را در خود دارد و معنای زندگی را در پس واژه مرگ ؟ مترجم به این تضادها توجه دارد و در مقدمه این مجموعه ۷۳ صفحه ای به آن می پردازد . مترجمی که گویا رسالت ترجمه شعر مرگ را برای زندگی بر عهده گرفته بود .. ترجمه مرگ و نه جدال با آن .. که پذیرش این تضاد بی هیچ جدال..
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت توسط
|
پيشتر از شناخت داوينچي ، ميکل آنژ را شناختم آن هم با کتابي از رومن رولان .. چنانکه به خاطر مي آورم در آنجا تصوير چندان روشن و مثبتي از داوينچي ارائه نشده بود اما غوري در زندگي اين پزشک نقاش مجسمه ساز تصويري مهيب از انساني با نبوغ خاص خود به ما نشان مي دهد . شايد داوینچی را بايد از آثارش شناخت .. البته اگر دستيابي به آن همه آثار ممکن باشد ..
بعضي از آثار قلمي لئوناردو داوينچي و طراحي هايش
http://www.drawingsofleonardo.org/
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت توسط
|
از آسمان داستایفسکی حرف زدم .. آسمان رنجدیدگان و تنهایی درون آدمهایی که در خلوتشان با سادگی و صمیمیت ناب خودشان زندگی می کنند در مقابل هجوم بی امان شهر آشوبان که در نهایت گذر خواهند کرد و باقی همان پرنس میشگان مي ماند .. قهرمان رمان ابله که پی می برد برای زندگی در اعماق باز باید به کوهستانهای سویس بازگردد تا ریه هایش را از هوایی که حرص و طمع و فریب بازیگران آلوده ساخته اند پاک سازد . رنج درون راسکولنیکف برای رسیدن به کاتارسیس و تزکیه او را به ترس و لرز می کشاند ترسی که برخاسته از همان شیوه پاکسازی او دارد در از بین بردن پیرزن رباخور.. داستايفسکي به ساختن دنياي بهتري نمي انديشد قهرمان هايش را که اغلب انسان هاي ساده و بيگناهي هستند به کناره جويي از جهان دروغ دعوت مي کند . قهرمانها در رمان هاي داستايفسکي همگي ناظر هستند به جهان پيرامونشان .. جهان رمانهاي داستايفسکي دروغي را که مي وزد نشان مي دهد .. و از اين جهان در رنج است رنجي حاصل از اين نوع بودن..
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت توسط
|
اين تصاوير هوايي از شهر پترزبورگ چقدر مي تواند آسمان رمان هاي داستايفسکي يا ديگر نويسندگان روس را برايمان تداعي کند :
http://www.rusiran.com/archives/002674.shtml
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت توسط
|